تبليغاتX
***افسونگر خاطره ها آتنا ***

آتی

ببخش منو

آتی


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 18:47 موضوع | لینک ثابت


gg

ggvb

             بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ساعت 11:57 موضوع عشق | لینک ثابت


آتنا

آتی هنوز منتظرم جوابم رو بدی ...

اشتباه کردم از دست دادمت

بهم فرصت بده


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ساعت 11:56 موضوع | لینک ثابت


آتنا

سلام

اتنا به خدا خیلی دوستت دارم



 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در سه شنبه نوزدهم مهر 1390 ساعت 11:14 موضوع | لینک ثابت


پنجشنبه 27 خرداد ساعت: 15:59 توسط:اتنا
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هرشب/ بدین سان خوابها را با تو زیبا می کنم هرشب/ مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی جانا/ چگونه با غرور خود مدارا می کنم هرشب/ تمام سایه را می کشم در روزن مهتاب/ حضورم را ز چشم خلق حاشا می کنم هر شب/ دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنها/ چه بی ازار با دیوار نجوا می کنم هرشب/ کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی/ که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هرشب/

 

سه شنبه 1 تیر ساعت: 13:7 توسط:اتنا
ببخشید اگه منظورت منم باید بگم من سی تیر به دنیا اومدم . اگر هم تولد کس دیگه ای رو تبریک گفتی که بازم ببخشید


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در پنجشنبه ششم مرداد 1390 ساعت 12:49 موضوع عشق | لینک ثابت


سه شنبه 24 فروردین ساعت: 14:4 توسط:اتنا

برو میلاد وقتی مرد شدی برگرد نه پیش من پیش خودت اما همیشه اینو یادت باشه زندگی وبلاگ نیست که امروز بنویسی و فردا پاکش کنی راحت بشکنی و بخوای دوباره درست شه حرفمو پس میگیرم خدا کنه هیچوقت جای خالی منو تو زندگیت حس نکنی اما خدا کنه یادت نره که پات واساده بودم بی معرفت بودی بدجوری

 وب سایت   ایمیل

سه شنبه 24 فروردین ساعت: 17:55 توسط:میلاد
من قصد برگشتن دارم...

نه وقتی که مرد شدم ..

وقتی اینقدر بزرگ شدم که بتونم از خودخواهیام بگذرم...

میدونم بودم

"""""""بی معرفت بودی بدجوری""""""

اما من هم حق دارم اشتباه کنم و بگم غلط کردم...

حق دارم دوباره سعی کنم سعی کنم سعی کنم تا اشتباهاتم رو جبران کنم...



 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در پنجشنبه ششم مرداد 1390 ساعت 12:42 موضوع | لینک ثابت


سه شنبه 17 فروردین ساعت: 9:40 توسط:اتنا
زندگی دکمه ی بازگشت ندارد
 وب سایت   ایمیل

شنبه 21 فروردین  ساعت: 10:58 توسط:میلاد
زندگی دکمه ی بازگشت نداره

ولی همیشه فرصتی هست برای جبران اشتباهات تا که زنده ایم...


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در پنجشنبه ششم مرداد 1390 ساعت 12:38 موضوع عشق | لینک ثابت


آتنا

آتی  میلادتم هنوز

نمیتونم فرامش کنم

کسی که تمام زندگیمه


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در سه شنبه چهارم مرداد 1390 ساعت 20:49 موضوع | لینک ثابت


من اودم و تا می تونم منتظرت می مونم


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ساعت 20:25 موضوع | لینک ثابت


آتنا چرا نمیخوای حرفامو بشنوی

با حامد هم حرف زدم

میگه دوس نداری اسمی ازم بیارن جلوت

من منتظرت می مونم................


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ساعت 20:17 موضوع | لینک ثابت


آتنا

آتنا یه اتفاق خیلی خیلی بد افتاده

خواهشا یه تماس با من بگیر

میخواستم به حامد خبر بدم............

منتظر میمونم


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 ساعت 13:16 موضوع | لینک ثابت


دوران ما

دنيا را بد ساخته اند

کسي را که دوست داري ،

تورادوست نمي دارد.

کسي که تورا دوست دارد ،

تو دوستش نمي داري

اما کسي که تو دوستش داري و

او هم تو را دوست دارد

به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند .........

و اين رنج است .

                                            دکتر علي شريعتي


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 ساعت 9:17 موضوع | لینک ثابت


...........................

خانم نامداري خيلي شبيه آتناي منهاتنا يادت مياد....؟


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 ساعت 8:59 موضوع | لینک ثابت


یه رفیق بودی و صدتا دردسر بودی و اما...

...

 

از تو هیچوقت نبریدم ، تورو از خودم می دیدم

 

پشت سر همه غریبه ، روبروم دیدم فریبه

 

اما فکر کردم کنارم...

 

شونه های یک رفیقه

 

داشتم اشتباه میکردم.

 

تو رفیق من نبودی ، من تا آخر با تو بودم...

 

تو از اولم نبودی

 

داشتم اشتباه می کردم...

 

که تموم زندگیمو من به دستای تو دادم

 

حالا اینجا تک و تنها... برگ خشک بی درختی، غرق بادم!

 

نوش جونت اگه بردی

 

نوش جونت هرچی خوردی

 

تورو هیچ وقت نشناختم...

 

نوش جونم اگه باختم.

 

تو منو ساده گرفتی.

 

زدی رفتی مفتی مفتی

 

اما اون روز رو می بینم که به زانوهات می افتی...

 

تو به زانوهات می افتی...!


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ساعت 19:50 موضوع | لینک ثابت


این رسم زندگیست!!!

خانم نامداري خيلي شبيه آتناي منهاتنا يادت مياد....؟

او رفته... و همه چیز تمام شده است/

مثل یک مهمانی که به آخر می رسد!

وتو به حال خود رها میشوی....

چرا غمگینی؟!؟!                 این رسم زندگیست!!!


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ساعت 19:49 موضوع | لینک ثابت


یادت باشد:مشکلاتت را در پاکتی بگذاری که ته آن سوراخ باشد!! ..

 

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو رادر انحصار قطره های اشک نبینم

و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد...

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم ...

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد همیشه

ازحرارت عشق گرم باشد

و تو برایم دعاکن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم

من برایت دعا میکنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

برای شاپرک های باغچه خانه ات دعا می کنم که بال هایشان هرگز محتاج

مرهم نباشند...

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا میکنم که هیچگاه غروب نکند و بدان در

آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی...

پس برایم دعا کن ،

دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند...

 


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ساعت 19:47 موضوع | لینک ثابت


چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من
زمن هر ان که او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر ان که نزدیک ازو
جدا جدا جدا من
[تصویر: kt3szzntxy27s5m4m52w.gif]
 


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ساعت 19:37 موضوع | لینک ثابت


بي تو

خيالت آفتابي نبود
كه سايه، بي تو

به آسايش روز غبطه مي خورد
نگاه كه مي كنم
مي خندي
رنگ چشم هايت را هنوز به خاطر مي آورم
صداي بال شاپركي
مرا به تو
نزديك مي كند
مي گفتي شمع را به خاطر بسپار
گل را هرگز
و من تازه مي فهمم
كه خانه تو را كم داشت!


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:6 موضوع عشق | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:6 موضوع عشق | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:6 موضوع | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:5 موضوع | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:5 موضوع | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:5 موضوع | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:4 موضوع | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:4 موضوع | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:4 موضوع عشق | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:3 موضوع عشق | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

 میلاد

واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:1 موضوع عشق | لینک ثابت


میلاد واسه مدت نامعلومی وجود نداره

 میلاد

واسه مدت نامعلومی وجود نداره


 

نوشته شده توسط میلاد...............میلاد در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 18:0 موضوع عشق | لینک ثابت